شنبه 13 تیر 1388   

 منو اصلی

 آخرین دریافتها

تعداد کتابها: 116
تعداد گروهها: 7
تعداد دریافتیها: 6798


 جدیدترین کتابها 
 1: گنجینه حدود و احکام (162)
[اضافه شده در تاریخ: 07-Jul-2008]

 2: مجموعه مناجات جلد 3 (64)
[اضافه شده در تاریخ: 08-Jun-2008]

 3: مجموعه مناجات جلد 1 (64)
[اضافه شده در تاریخ: 08-Jun-2008]

 4: مجموعه مناجات جلد 2 (40)
[اضافه شده در تاریخ: 08-Jun-2008]

 5: مناجات (88)
[اضافه شده در تاریخ: 08-Jun-2008]

 6: منتخباتی از مکاتیب جلد 5 (48)
[اضافه شده در تاریخ: 08-Jun-2008]

 7: منتخباتی از مکاتیب جلد 6 (28)
[اضافه شده در تاریخ: 08-Jun-2008]

 8: منتخباتی از مکاتیب جلد 4 (31)
[اضافه شده در تاریخ: 08-Jun-2008]

 9: منتخباتی از مکاتیب جلد 3 (27)
[اضافه شده در تاریخ: 08-Jun-2008]

 10: منتخباتی از مکاتیب جلد 2 (28)
[اضافه شده در تاریخ: 08-Jun-2008]


 برترینها 

 بیشترین دریافتیها 
 1: اقدس
[دریافت شده: 306 Times]

 2: منتخبات آثار حضرت باب
[دریافت شده: 299 Times]

 3: گلزار تعالیم بهایی
[دریافت شده: 274 Times]

 4: حضرت طاهره
[دریافت شده: 257 Times]

 5: یک ساعت تفکر جلد 1
[دریافت شده: 226 Times]

 6: یک ساعت تفکر جلد 2
[دریافت شده: 193 Times]

 7: بهاالله بنیانگذار و و الهام بخش مدنیت جهانی
[دریافت شده: 168 Times]

 8: مجموعه مناجات برای اطفال
[دریافت شده: 165 Times]

 9: گنجینه حدود و احکام
[دریافت شده: 162 Times]

 10: ایقان
[دریافت شده: 150 Times]


.:: www.Saqar.info ::.
دریافت برنامه



 پیامهای کوتاه


فقط عضوها اجازه ارسال پیام سریع دارند. لطفا وارد و یا ثبت نام کنید.


لزوم تفكر

مقالات   farzan می نویسد "

تفکر و تعمقی در دعای ندبه ی مسلمین

تفكر و تعمق در آيات الهي و كلا در تمام چيزهايي كه خداوند آفريده يكي از راههاي شناخت آن خالق بي همتاست يكي از موارد خوب براي تفكر دعاها و ادعيه هايي است كه گاها خوانده مي شوند اما درك نمي شوند يكي از اين ادعيه كه در اسلام و بخصوص شيعه محبوبيت دارد دعاي ندبه است . من يقين دارم كه خيلي از برادران مسلمان ما كه هر جمعه اين دعا را زيارت مي كنند حتي معني لغوي ندبه را هم نمي دانند چه برسد به تعمق و تفكر در آيات .



  البته اندكي هم كه طالب تعمق هستند اكثرا با رجوع به تفاسير و تعبيرات اشخاص ديگر و يا مراجع ، فقط رو خواني كرده و بازهم تفكر نمي كنند و معني را درك نخواهند كرد . و دقيقا به همين دليل است كه حضرت بهاالله طبقه روحانيون و پيشوايان مذهبي را حذف كردند تا همه افراد جامعه را به تكاپو و تفكر در آيات الهي وادار كنند و از اين طريق رشد و توسعه معنوي جامعه را بيمه كردند .

 هر فرد بهائي خود بايد يك عالم باشد و بتواند خيلي خوب و زيبا تمام مسايل را فهميده و در صورت نياز به ديگران هم تفهيم نمايد . البته در اين مورد بعدا در يك پست جداگانه صحبت ميكنم . فعلا از موضوع بحث دور نشويم . ندبه ذز لغت يعني گريه و زاري كردن بركسي همراه با ذكر محاسن او ؛ و اما در اين دعا جملاتي را ما زيارت مي كنيم ( به معاني فارسي زير آيات نگاه نكنيد ) كه همگي دلالت برآمدن شرعي نوين همراه با ظهور قائم ال محمد دارد . به اين آيه توجه كنيد :

 اَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْديدِ الْفَراَّئِضِ وَالسُّنَنِ كجاست آنكه ذخيره شده براى نو كردن فريضه ها و سنتهاى دين ؟ در اينجا نو كردن فريضه ها و سنتهاي دين آورده شده و اين نشان مي دهد كه بعد از حضرت محمد نبوت و پيامبري تمام نمي شود  بلكه شخصي از همان خاندان ايشان فريضه و سنتي نو مي آورد كه بنا به دلايل منطقي سنت نو ديگر نمي تواند اسلام باشد . چون وقتي صحبت از نو و جديد مي شود همه مي دانند كه بايد در انتظار چيزي متفاوت باشند .

همچنين در آيه زير صحبت از كتاب و حدود جديد است : اَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ لاِعادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّريعَةِ اَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لاِحْياَّءِ الْكِتابِ وَحُدُودِهِ

 شريعت جديد ، كتاب جديد و حدود جديد . اينها نمي تواند فقط نشانه هاي يك امام باشد زيرا هيچ امامي شريعت و حدود نو و جديد نياورده و نمي آورد ؛ اينها از خصايص و نشانه هاي پيامبران است . اما به آيه ذيل نگاه كنيد ، ايرادي كه ايرادگيران به حضرت باب مي گرفته و مي گفتند ايشان گفته بايد تمام بناها و ابنيه تاريخي و ... را خراب كرد و يا تمام كتابها را سوزاند ، در اين آيه مصداق چيزهايي كه بايد تخريب شوند را ذكر كرده اند : اَيْنَ هادِمُ اَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَالنِّفاقِ در جايي ديگر صدا مي زند كسي راكه رابط آسمان و زمين است و البته چه رابطي قويتر و بهتر از پيامبران ؟

به اين آيه دقت كنيد : اَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الاْرْضِ وَالسَّماَّءِ كجاست آن سبب خدائى كه پيوست است ميان زمين و آسمان؟ نمي خواهم من هم به تفسير و تاويل رو بياورم فقط خواستم به دوستان عزيز چه بهائي و چه غير بهائي ، يك نكته را ياد آوري كنم هماتطور كه جناب مولانا جلالدين مي فرمايند رسد آدمي به جايي كه بجز خدا نبيند همه ما ، همه انسانها فطرتي خداجو دارند و اين قوه خداجويي در انسانها به فعل در نمي آيد مگر با انديشه و تفكر در آيات الهي و شناخت مظاهر ظهور آن ؛ و صدالبته اين شناخت جز با همت و تلاش خود فرد بدست نمي آيد هزاران سال هم كه شما توضيح المسائل بخوانيد ، هزاران سال كه عبادت كوركورانه كنيد ، هزاران سال كه پاي منبر فلان ملا يا فلان مجتهد بنشينيد ، اين قوه به فعل و كمال درنمي آيد . حافظ چه زيبا مي فرمايد : سالها دل طلب جام جم ازما مي كرد وانچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد گوهري كز صدف كون و مكان بيرون بود طلب از گمشدگان لب دريا مي كرد فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مي كرد   نمي خواهم بحث را بيشتر از اين كش بدهم و از شما مي خواهم كه ساعتي را به تفكر اختصاص دهيد و نتايج آنرا ببينيد چه كه گفته اند يك ساعت تفكر از هفتاد سال عبادت بهتر است . فقط خوب ايت بدانيم كه اگر خداوند قادر متعال نظرش بر اين بود كه عده حرف بزنند و عده اي هم فقط گوش بدهند كه ديگر به انسان عقل نمي داد ديگر به انسان بارقه اي از خودش را ، روح را ، اعطا نمي كرد . چرا خدا به ما روح داده و فرموده كه روح انسان بارقه اي از ذات لايزال من است ؟؟؟ بنشينيد و فكر كنيد كه محمد (ص) قبل از بعثت در غار حرا چكار مي كردند ؟ حضرت بهاالله در كوههاي سليمانيه به چه كار مشغول بودند ؟ اينان چكاري را در آن تنهايي انجام دادند كه سرچشمه علم خداداي برآنان گشوده شد؟ آيا كاري جز تفكر بر خداوند بزرگ و آيات نا محدود او كرده اند ؟ مي دانم كه با خواندن اين پست عده اي كامنت گذاشته و مي گويند در دعاي ندبه نوشته كه كجاست آن كس كه به خون خواهي حسن و حسين مي آيد ؟ اگر خوب تعمق شود خواهيد ديد كه قائمي كه براي صلح مي آيد اگر قرار باشد كه به خونخواهي تك تك امامان برخيزد حال دنياي مدرن و متمدن امروز از زمان جاهليت هم بدتر خواهد شد . چه خونخواهي اي از اين بهتر كه راه حسين كه مبارزه با ظلم و اجراي عدالت بود ادامه پيدا كند؟ چه خونخواهي اي از بهتر كه مردم دعوت به حق شوند ؟

"

 

  ارسال شده در مورخه : شنبه، 24 فروردین، 1387 توسط spring


بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

    darya

 
اسپرینگ عزیز اگر دعای ندبه را به دقت خوانده باشید در جایی نیز نوشته پیغمبر علی (ع) را نسبت به خود به مقام هارون نسبت به موسی نشانید جز آن که فرمود پس از من پیغمبری نیست و احله محل هارون من موسی فقال له انت منی بمنزلت هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی فکر می کنم سخن بالا همه ی شبهات را از میان بر می دارد در مورد تحری حقیقت هم باید بگویم واقعا" زیباست ولی دوست عزیز در این زمان با این همه گرفتاری کی فرصت می کند برای اینکه احکامی را درباره ی یک مساله یجدید در بیاورد کتاب آسمانی دین خود را با دقت بخواند تمام حدیث های مرتبط را در باره یآن مساله بداند وسپس نظرش را درباره ی آن مساله بدهد طبیعتا" در چنین شرایطی هر کسی آنچه را که به عقلش درست میرسد را انجام می دهد وهمچنین راحتی خود رادر نظر می گیرد وطبیعتا" اشتباه می کند پیامبر اکرم برای اینکه چنین مشکلاتی پیش نیاید در1400 سال پیش تقسیم کار کرده وتحقیق وتفحص در بعضی مسائل دینی که نیاز به تعمق بیشتری دارد رابه عده ای از افراد سپرده حال تو بگو تحری حقیقت بهتر است یا تقلید ؟ در ضمن در جایی گفته شده کجاست آنکه ذخیره شده برای نو کردن فریضه ها وسنتهای دین اگر دقت کنی نوشته نو کننده ی سنتهای دین یعنی نو کننده ی سنتهای اسلام نه اینکه دین تازه ای بیایید
سه شنبه، 3 اردیبهشت، 1387



    Spring

 
darya عزیز البته این مطلب را Farzan نوشته اند اما چون بنده را مخاطب قرار دادید ، ادب چنین اقتضا کرد که از شما اولا تشکر کنم از اینکه نظر خود را فرمودید و بنده استفاده کردم. ثانیا مایل بودم مطلبی را عرض کنم و آن این است که در احادیث و بعضی آیات قرآنی اشارات بسیار صریحتری نسبت به امدن پیامبران دیگر و نیز مقام قائم موعود شده است. مضلا در یکی از احادیث معتبر می فرمایند که: "قام القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول الله صلی الله علیه و آله فی بدو الاسلام الی امر جدید"(یعنی وقتی که قائم علیه السلام قیام نماید، چیز جدیدی می آورد چنانچه در بدو اسلام رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را به سوی امر جدیدی فرا می خواندند) احادیث در این زمینه بسیار می باشد که نشان می دهد قائم موعودی که مسلمین منتظر آن هستند همان حضرت باب می باشد و بسیاری از این احادیث با حضرت باب مطابقت دارد و این مسئله نمی تواند تصادفی باشد. بسیاری از احادیث که در مورد سن، حالات ظاهری و ... قائم می باشد همگی تطابق کامل با حضرت باب دارند. و اما در مورد خاتمیت و آن حدیثی که حضرت محمد (ص) در وصف حضرت علی بیان فرموده اند، شما می توانید این آدرس را ببینید که در آنجا جواب این سوال شما داده شده است و منظور از آن حدیث ذکر شده است: http://khatamiat.blogfa.com/post-9.aspx مختصرا آن قسمت را از لینک فوق اینجا درج می کنم اما اگر به لینک فوق مراجعه فرمائید مطالب بسیاری پیدا خاوهید کرد: تعدادی از متفکرین اسلامی بر آنند که این آیه در مورد جانشینی حضرت محمد (ص) است و نه پیامبر بعد. ایشان اعتقاد داشتند که آیه ی مبارکه ی 40 سوره ی احزاب در مورد جانشینان حضرت محمد است و ربطی به پیامبر بعدی ندارد. حضرت محمد می فرمایند که:"لو عاش ابراهیم لکان نبیا" یعنی: اگر فرزند من ابراهیم زنده می ماند همانا نبی بود. (و چون حضرت رسول فرزندشان ابراهیم را از دست دادند، فرزندی نداشتند و در نتیجه کسی بعد از ایشان نبی نبود یعنی ایشان خاتم النببین به معنی ختم کننده ی نبیین بودند) اما ایشان چون فرزندی نداشتند بنابراین فردی پس از ایشان همچون ادیان قبل نبی نخواهد بود. در اصل جانشینان ایشان مقام نبی نخواهند داشت. (در ادیان قبل جانشینان حضرت موسی و عیسی مقام نبوت داشتند؛ مثل هارون نبی، یا انبیاء بنی اسرائیل، یا پولس نبی یا ...) حضرت محمد این مفهوم را عمیقا در بیانی که خطاب به حضرت علی می فرمایند مد نظر دارند. ایشان به حضرت علی می فرمایند که:"یا علی انت منی بمنزلة هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی" ( ای علی تو از من بمنزله هارون از موسی هستی مگر اینکه بعد از من نبی نیست.) یعنی اینکه جانشینان حضرت محمد (از دیدگاه شیعیان امامان، و از دیدگاه اهل سنت خلیفه می باشند) پس مقام نبی ندارند و حضرت محمد خاتم النبیین یعنی ختم کننده ی نبی ها می باشند و بعد از ایشان نبی نخواهد نمی باشد. در مورد خاتمیت نکته ای دیگر نیز باید عرض شود و آن این است که برداشت متداول از خاتمیت با آیات قرآنی در تضاد می باشد. خداوند متعال در سوره ی مبارکه ی اسرا’ آیه 76 در مورد سنت ارسال پیامبران می فرمایند: "سنة من قد ارسلنا قبلک من رسلنا و لا تجد لسنتنا تحویلا " طبق این آیه در سنت ارسال پیامبران تحویلی نخواهد بود و پیامبران الهی همواره بر جامعه بشری خواهند آمد و تعالیم الهی را مطابق با درک و فهم و نباز و اقتضای جامعه وضع خواهند نمود. آیه ی دیگری که صریحا دیدگاهی مخلف با دیدگاه رایج با خاتمیت را در بردارد آیه ی 34 و 35 سوره ی مبارکه ی اعراف می باشد. خداوند می فرمایند: "ولکل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة و لایستقدمون. یا بنی آدم اما یاتینّکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی فمن اتقی و اصلح فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون" یعنی هر قومی را اجل و دوره معینی است که چون فرا رسد لحظه ای مقدم و موخر نتوانند کرد. ای فرزندان آدم چون پیغمبرانی از جنس شما بیایند و آیات مرا برای شما بیان کنند پس هر که تقوی پیشه کرد و به کار شایسته شتافت هیچ ترس و اندوهی بر آنها نخواهد بود" ....
سه شنبه، 3 اردیبهشت، 1387



 پیوندهای مرتبط

 امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 4.66
تعداد آراء: 3


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


 انتخاب ها
PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.saqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.