معنای واقعی قیامت در اسلام
از آنجائیکه آثار اسلامی ختمیت پیغمبر اکرم را تا روز قیامت مقرر داشته است لازم است بدانیم مقصود از قیامتی که در اخبار و احادیث مکرر بدان اشاره شده ارفته چه بوده و چه نوع حوادثی در آن ایام بوقوع خواهد پیوست و بلاخره عاقبت انسان در آنروز موعود بکجا منتهی خواهد شد چه که ممکن است قیامت در ذهن برخی از محققین و مفسرین بانتهای عالم هستی و اختتام دوره حیات انسانی در بسیط زمین تعبیر شود.و یا اینکه از این کلمه مفهوم معاد که عروج به عوالم روحانی است استنتاج گردد در صورتیکه با اندکی تعمق در آثار اسلامی معلوم میشود که در کلمه قیامت به هیچوجه چنین مفهومی وجود ندارد و از کلمه یو الساعة به هیچوجه خاتمه دروه هستی و حیات مستفاد نمیگردد چه که واضح است اگر مراد از قیامت منتهای عالم هستی و خاتمه دوره حیات انسانی باشد پس در چنین صورت چه نیازی بمربی آسمای خواهد بود؟و در روزیکه دفتر عالم وجود منطوی میگردد و امور جهان بانجام میرسد دیگر چه احتیاجی به ظهور شخص موعود تاسیس عدالت و صلح خواهد بود؟
بدین علت است که احادیث و اخبار اسلامی قیامت را روز ظهور قائم و روز شرع جدید و احکام جدید میداند و در همه جا بدین نکته اشارت میکند که آنروز موعود روز اشراق نور عدالت و روز اتحاد ملل و روز وضع شرع جدید و امر جدید است آثار اسلامی برای اینکه اهمیت و عظمت روز قیامت را بیان کرده باشد آنروز را به "یوم الله" و "یوم الملکوت" تسمیه می نمایند چنانچه در یکی از آیات قرآن کریم در بشارت آن روز عظیم چنین آمده است "و ذکرهم بایام الله" یعنی ای پیغمبر مردم را بایام الله خداوند بشارت ده اگرچه مخاطب این بیان بطور اخص قوم بنی اسرائیل می باشد ولی از آیات و احادیث دیگر معلوم می شودکه این بیان خطاب به جمیع امم و ملل دنیا بوده و همه ملل جهان را بیوم الله بشارت میدهد چناچه مفسرین اسلامی نیز در تفسیر این ایه متذکر شده اند که مراد از یوم الله روز ظهور موعود و روز قیام مظهر جدید الهی است چنانچه در کتاب شرح الزیاره شیخ احمد احسائی صفحه 264 مذکور است که حضرتشان در تفسیر آیه ایام الله حدیثی را از کتاب خصال شیخ صدوق نقل مینماید که در آن حدیث حضرت باقر چنین فرموده است"یوم یقوم القائم و یوم الکره و یوم القیامة" همچنین در جلد سیزدهم بحارالانوار در باب الایات الماوله آمده است که امام فرمود"ایاک الله ثلاثه الیوم یقوم القائم و یوم الکره و یوم القیامة" ایضا در بحارالانوار جلد سیزدهم باب الرجمه صفحه 218 مذکور است "ایام الله ثلاثة یوم یقوم القائم و یوم الکرة و یوم القیامة در تفسیر علی بن ابراهیم قمی که از تفاسیر مهم شیعه بشمار میرود در صفحه 221 مذکور است که امام در تفسیر آیه ذکرهم بایام الله فرمود" ایام الله ثلثه یوم یقوم القائم و یوم الموت و یوم القیامت" ایضا در غایة المرام سید هاشم بحرانی صفحه 750 مذکور است "ایام الله و روی عن ابی عبدالله قال ایام المرجوه ثلاثه یوم قیام القائم و یوم الکرة و یوم القیامة قلت قد تقدم قی ایام الله تعالی بهذا المعنی فی قوله ذکرهم بایام الله" ایضا جلد سیزدهم بحارالانوار باب ماورد من اخبار الله و اخبار النبی بالقائم حدیث دیگری منقول است که پیغمبر اسلام میفرمایند"لا تقوم الساعة حتی یقوم القائم" یعنی خداوند فرمود که قیامت نخواهد آمد مگر آنکه قیام کند قائم موعود.
اکنون با توجه بدین مسئله که احادیث مذکور در فوق روز قیامت را مترادف ومقارن با ظهور قائم میداند و قیامت را روز تشریع شرع جدید و امر جدید میشمارد پس بخوبی معلوم میشود که مراد از شارع اسلام از خاتمیت تا روز قیامت در حقیقت ظهور بعد بوده است و بعبارت دیگر کلمه خاتم النبیین بمعنای انقطاع فیض رسالت از عالم بشریت نبوده بلکه در حقیقت معنایش اینست که اسلام نیز مانند شرایع قبل حض محدود به زمان معین بوده و دورانش فقط تا روز قیامت که روز شرع جدید و امر جدید است خواهد بود و پس از آنکه دوره شریعت محمدی منقضی گردد و دوران امرش بسر آید امر دیگری بظهور خواهد پیوست و دوره دیگری از حیات روحانی بشر آغاز خواهد گردید ثانیا باید توجه داشت که کلمه قیامت نتنها بر ایام ظهور موعود اسلام اطلاق گشته بلکه این کلمه بر ایام ظهور کلیه مظاهر مقدسه استعمال گردیده است.چناچه در انجیل است که مسیح فرمود "من قیامت و حیات هستم" و همچنین در آیه شریفه قرآن است که میفرماید "و قال الذین اوتوا العلم و الایمان لقد لبثتم فی کتاب الله الی یوم البعثت فهذا یو البعثت و لکنکم کنتم لا تعلمون"در این آیه مبارکه تصریح می شود که در ایام ظهور پیغمبر اسلام یهود و نصاری در مورد قیامت از مسلمانان سئوال میکردند که چرا در ظهور محمد رسول الله قیامتی بوجود نیامد در جواب آنان این آیه نازل شد که ترجمه آن چنین است "گفتند آنهائیکه علم و ایمان داشتند (مسلمانان) بر غیر مسلمانان بتحقیق شما درنگ کردید در کتاب خدا در این روز قیامت این است روز قیامت ولکن شما درک نمیکنید و با توجه با این آیه برخی از علمای روشن روان اسلامی قیامت را بظهور جدید تعبیر فرموده اند از جمله مولانا و شیخ عطار که معنی قیامت را صریحا بیان نموده اند.
عطار در سی فصل چنین میگوید
قیامت دور دین مرتضی دان ... بمعنیش تو باب مصطفی دان
مولانا نیز در کلیات خود چنین می گوید
زاده ثانی است احمد در جهان ... صد قیامت بود اندر وی نهان
و در پایان قسمتی از کتاب ایقان در همین رابطه ذکر میشود و امید چنان است که متحریان حقیقت با درک و تعمق بیشتری دراین آیات نظر کنند:
…"و نُفخَ فی الصُّورِ ذَلِکَ يَومُ الوَعيدِ و جَاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سَائقٌ و شَهِيدٌ . "( سوره ق، آيه ٢٠) که معنی ظاهر آن اين است : دميده شد در صور و آن است يوم وعيد که به نظرها بسيار بعيد بود و آمد هر نفسی برای حساب و با اوست راننده و گواه. و در مثل اين مواقع يا کلمه "اذا" را مقدّر گرفتند و يا مستدلّ شدند بر اينکه چون قيامت محقّق الوقوع است لهذا به فعل ماضی ادا شد که گويا گذشته است. ملاحظه فرمائيد چقدر بی ادراک و تميزند. نفخه محمّديّه را که به اين صريحی می فرمايد ادراک نمی کنند و از افاضه اين نقره الهی خود را محروم می نمايند و منتظر صور اسرافيل که يکی از عباد اوست می شوند با اينکه تحقّق وجود اسرافيل و امثال او به بيان خود آن حضرت شده. "قُل اَتَستَبدلُونَ الّذی هُو خَيرٌ لکُم فَبِئسَ مَا اسْتَبْدَلتُم بِغيرِحقٍّ و کُنتُم قَومَ سُوءٍ اَخسَرينَ". بلکه مقصود از صور، صور محمّدی است که بر همه ممکنات دميده شد و قيامت، قيام آن حضرت بود بر امر الهی. و غافلين که در قبور اجساد مرده بودند همه را به خلعت جديده ايمانيّه مخلّع فرمود و به حيات تازه بديعه زنده نمود. اين است وقتی که آن جمال احديّه اراده فرمود که رمزی از اسرار بعث و حشر و جنّت و نار و قيامت اظهار فرمايد جبرئيل وحی اين آيه آورد : "فَسَيُنغِضُونَ إلَيکَ رُؤوسَهُمْ و يَقُولُونَ مَتَی هُوَ قُل عَسَی اَنْ يَکُونَ قَريباً."( سوره اسراء ، آيه ١٥)
يعنی زود است اين گمراهان وادی ضلالت سرهای خود را از روی استهزا حرکت می دهند و می گويند چه زمان خواهد اين امور ظاهر شد؟ تو در جواب بگو که شايد اينکه نزديک باشد.تلويح همين يک آيه مردم را کافی است اگر به نظر دقيق ملاحظه نمايند. سبحان اللّه، چقدر آن قوم از سبل حقّ دور بودند. با اينکه قيامت به قيام آن حضرت قائم بود و علامات و انوار او همه ارض را احاطه نموده بود مع ذلک سخريّه می نمودند و معتکف بودند به تماثيلی که علمای عصر به افکار عاطل باطل جستهاند و از شمس عنايت ربّانيّه و امطار رحمت سبحانيّه غافل گشتهاند. بلی، جُعَل از روائح قدس ازل محروم است و خفّاش از تجلّی آفتاب جهانتاب در گريز. و اين مطلب در همه اعصار در حين ظهور مظاهر حقّ بوده.چنانچه عيسی می فرمايد: "لا بدّ لکُم بِاَن تُولَدوا مَرّةً اُخری." و در مقام ديگر می فرمايد : "مَن لَم يُولَد مِنَ الماء وَ الرُّوح لا يَقدرُ اَن يَدخُلَ مَلَکوتَ اللّه. المَولودُ مِنَ الجَسَدِ جَسَدٌ هُوَ وَ المَولُودُ مِن الرُّوحِ هُوَ رُوحٌ."( انجيل يوحنّا، فصل ٣، آيه ٥-٧ ) که ترجمه آن اين است : نفسی که زنده نشده است از ماء معرفت الهی و روح قدسی عيسوی، قابل ورود و دخول در ملکوت ربّانی نيست زيرا هرچه از جسد ظاهر شد و تولّد يافت پس اوست جسد، و متولّد شده از روح که نفس عيسوی باشد پس اوست روح.
خلاصه معنی آنکه هر عبادی که از روح و نفخه مظاهر قدسيّه در هر ظهور متولّد و زنده شدند بر آنها حکم حيات و بعث و ورود در جنّت محبّت الهيّه می شود و من دون آن حکم غير آن که موت و غفلت و ورود در نار کفر و غضب الهی است می شود. و در جميع کتب و الواح و صحائف، مردمی که از جام های لطيف معارف نچشيدهاند و به فيض روح القدس وقت قلوب ايشان فائز نشده، بر آنها حکم موت و نار و عدم بصر و قلب و سمع شده. چنانچه از قبل ذکر شده: "لَهم قُلُوبٌ لا يَفقَهُونَ بِهَا."( سوره اعراف، آيه ١٧٨) و در مقام ديگر در انجيل مسطور است که روزی يکی از اصحاب عيسی والدش وفات نمود و او خدمت حضرت معروض داشت و اجازه خواست که برود و او را دفن و کفن نموده راجع شود. آن جوهر انقطاع فرمود "دَع المَوتی ليَدفِنُوه المَوتی." يعنی واگذار مرده ها را تا دفن کنند مرده ها (انجيل لوقا، فصل ٩، آيه ٦٠)